ذوالنون گفت.....

ذوالنون گفت : وقتی در کوهها می گشتم، قومی مبتلایان دیدم گرد آمده بودم، پرسیدم شما را چه رسیده است؟  گفتند: ‌عابدی است اینجا در صومعه، هرسال یکبار بیرون آید و دم خود برین قوم دمد ،همه شفا یابند. باز در صومعه  شود تا سال دیگر بیرون نیاید. صبر کردم تا بیرون آمد. مردی دیدم زرد روی، نحیف شده، چشم در مغاک افتاده، از هیبت او لرزه برمن افتاد، پس به چشم شفقت در  خلق نگاه کرد، آنگاه سوی آسمان نگریست و دمی چند در آن مبتلایان افکند. همه شفا یافتند. چون خواست در صومعه شود، من دامنش بگرفتم، گفتم : از بهر خدای علت ظاهر را علاج کردی، علت باطن را علاج کن. به من نگاه کرد و گفت:  ذوالنون، دست از من بازدار که دوست از اوج عظمت و جلال نگاه می کند، چون ترا بیند که دست به جز از وی در کسی دیگر زده ای، تورا به آنکس باز گذارد و آنکس را به تو، و هر یکی به یکی دیگر هلاک شوید. این به گفت و در صومعه رفت .

 

یا رب، چند نالم بر درت، در باز کن

یک دم با خویشتن دمساز کن

/ 1 نظر / 9 بازدید
فروش نرم افزارهای ایرانی

براي خريد نرم افزار هايي نظير نرم افزار فروشگاه، مديريت ارسال و دريافت فکس، وايبر مارکتينگ، تاکسي تلفني و ... از وبلاگ من بازديد کنيد همه نرم افزار ها داراي راهنما و تست قبل از خريد هستند.