مولانا

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام   این بار من یک بارگی از عافیت ببریده‌ام دل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌ام   عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌ام ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی   دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته   من با اجل آمیخته در نیستی پریده‌ام

 

/ 0 نظر / 21 بازدید