Imam Mahdi will come from, or universe

گلستان سعدی
نویسنده : hgoli - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ٦ آبان ۱۳٩۱
 
 
 

حکایت

یکی از بزرگان گفت پارسایی را چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن‌ها گفته اند گفت بر ظاهرش عیب نمی‌بینم و در باطنش غیب نمی‌دانم.

هر که را جامه پارسا بینی

پارسا دان و نیکمرد انگار

ور ندانی که در نهانش چیست

محتسب را درون خانه چه کار

 

حکایت:


درویشی را ضرورتی پیش آمد، گلیمی را از خانه یکی از پاک مردان دزدید. قاضی فرمود تا دستش بدر کنند.
صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بحل کردم.
قاضی گفت: به شفاعت تو حد شرع فرو نگذارم.
صاحب گلیم گفت: اموال من وقف فقیران است، هر فقیری که از مال وقف به خودش بردارد از مال خودش برداشته، پس قطع دست او لازم نیست.
قاضی از جاری نمودن حد دزدی منصرف شد، ولی دزد را مورد سرزنش قرار داد و به او گفت: آیا جهان بر تو تنگ آمده بود که فقط از خانه چنین پاک مردی دزدی کنی؟ !
دزد گفت: ای حاکم ! مگر نشنیده ای که گویند: خانه دوستان بروب ولی حلقه در دشمنان مکوب.
چون به سختی در بمانی تن به عجز اندر مده

 

دشمنان را پوست بر کن، دوستان را پوستین

 

 

 

 

نکته :

اگر دلت کسی را دارد، اگر استعداد آنرا دارد که تا بی نهایت دوست بدارد که به آموزش هیچ کسی نیاز نداری.


حضرت علی (ع)"  درد تو در توست و نمیدانی، دوای تو در تو است و نمی بینی"