Imam Mahdi will come from, or universe

میلاد باسعادت حضرت علی (ع) عین االه مبارک باد
نویسنده : hgoli - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤
 


 
 
أین الرجبیّون
نویسنده : hgoli - ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳٩٤
 

خدایا: دلهای ما تشنه تر از زمین است ! باران عشقت را ببار ،

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فضیلت و اهمیت ماه رجب


گرچه همه زمان ها مخلوق خداست لیکن برخى از آنها از شرافت و ویژگى خاصى برخوردار است. درست است که همه ماه هاى سال، پرتوى از قدرت جهان آفرین است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان، داراى امتیاز و برجستگى ویژه اى هستند. در عصر جاهلیت، مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.

پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» نامیدند که هیچ ماهى به پایه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هرکس یک روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش کند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر کسى به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند، برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود: یا در دنیابه او عطا خواهد شد و یا براى آخرت او ذخیره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تک تک با توضیح کامل بیان فرمود.

در همین زمینه امام کاظم(علیه السلام) مى فرماید: رجب، نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است; بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

همچنین آن حضرت در روایت دیگرى مى فرماید: رجب، ماه عظیمى است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر مى فرماید و گناهان را در آن محو مى کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنّم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.

اسوه اهل معرفت و عبادت، مرحوم سیدبن طاوس در مورد افرادى که قبل از اسلام در دوره جاهلیت، مورد ظلم و ستم دیگران قرار گرفتند اما به انتظار ماه رجب نشستند و در آن ماه پربرکت، خداى را بخواندند و حضرت حق، دعایشان را مستجاب فرمود و بلا و گرفتارى را از آنها بگرداند، چند داستان نقل کرده است که ما یکى از آن ها را در اینجا مى آوریم: شخصى، گذارش به مردى افتاد که نابینا، بیمار و خانه نشین شده بود. او از دیگران پرسید: چرا این بیمار گرفتار، از خداى متعال عافیت نمى خواهد؟ به او پاسخ دادند آیا او را نمى شناسى؟ او به نفرین شخصى به نام «عیاض» گرفتار شده است.

او گفت: عیاض را فراخوانید تا ماجراى این مرد نابینا را براى ما بازگوید. وقتى عیاض آمد به او گفت: داستان پسران «ضیعا» را که این مرد از جمع آنهاست براى ما بگو; عیاض گفت: این داستان از داستان هاى دوره جاهلیت است; و من دوست ندارم پس از آمدن اسلام، دیگر آن را بازگویم. آن شخص گفت: شایسته است که آن را براى ما بازگویى. عیاض گفت: پسران ضیعا، ده نفر بودند و خواهرى داشتند که همسر من بود. آنان با من درگیر شدند و همسرم را از من جدا کردند. من هرچه آنان را به خداوند سوگند دادم و احترام خویشى و قرابت را یادآورى کردم، فایده اى نبخشید. من صبر کردم تا ماه رجب، این ماه محترم الهى فرا رسید و آنگاه دست به دعا برداشتم و با حال خستگى و درماندگى خداى را بخواندم و تقاضا کردم که همه شان نابود و یکى شان نابینا و زمین گیر شود. خداى متعال دعایم را مستجاب فرمود و همه شان نابود شدند

جز این مرد، که نابینا و خانه نشین شده است.

بارى در کرامت و فضیلت این ماه، حضرت امام صادق(علیه السلام) نیز مى فرماید: آن گاه که قیامت برپا شود، منادى الهى فریاد زند: «أین الرجبیّون؟»; کجایند آنانکه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعیت، گروهى برخیزند که نور جمالشان محشر را روشن کند. بر سر آنان تاج هاى شاهى که مرصّع به درّ و یاقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نیز هزار فرشته به او کرامت و تعظیم الهى را تبریک گویند. از جانب الهى ندا آید: بندگان و کنیزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطایاى فراوان دهم و شما را در جایى جاى دهم که از زیر آن نهرها جارى است و شما در آن جاوید خواهید بود زیرا شما داوطلبانه براى من در ماهى که من بزرگش داشتم روزه گرفتید. سپس، خطاب به فرشتگان فرماید: فرشتگان من! بندگان و کنیزان را به بهشت داخل کنید. در اینجا حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: این پاداش، براى کسى است که گرچه یک روز از اول یا وسط یا آخر ماه رجب را روزه بدارد.

پیامبر گرامى ما در بیان عظمت و اهمیت ماه رجب مى فرماید: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت کننده، هرشب تا به صبح گوید: خوشا به حال کسانى که به ذکر الهى مشغولند; خوشا به حال کسانى که با میل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرماید: من همنشین کسى هستم که با من همنشین باشد، و مطیع کسى هستم که فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام کسى را که از من طلب آمرزش کند. این ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هرکس مرا در این ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هرکس از من چیزى بخواهد، به او عطا کنم; و هرکس از من هدایت جوید، هدایتش کنم.

من این ماه را وسیله ارتباط بین خود و بندگانم قرار داده ام پس هرکس به آن چنگ زند، به من مى رسد.

گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء گرامیش عزیز و ارجمند است لیکن برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد; مثلا اوّلین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید; فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هرچه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى; خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.

یکى از کارهاى مهم و شایسته در ماه رجب، کمک به مستمندان است. امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش از امام على(علیه السلام) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:...هرکس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اکرام فرماید که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلب انسانى خطور کرده باشد.

در بیان فضیلت ماه رجب، به همین چند حدیث شریف بسنده مى کنیم و مى گوییم: اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت; لیکن حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است. آن حوادث عبارتند از:

الف: ولادت امام هادى(علیه السلام) در دوم یا پنجم رجب (بنابر روایتى); گرچه قول دیگر هم هست.

 ولادت حضرت امام جواد(علیه السلام) در دهم این ماه، گرچه قول دیگر هم هست.

 ولادت مبارک امام على(علیه السلام) در خانه کعبه معظمه در سیزدهم ماه رجب، ده سال قبل از بعثت.

. شهادت حضرت امام کاظم(علیه السلام) در بیست و پنجم این ماه.



 
 
مولانا
نویسنده : hgoli - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٤
 
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام   این بار من یک بارگی از عافیت ببریده‌ام
دل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌ام   عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌ام
ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی   دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام
دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته   من با اجل آمیخته در نیستی پریده‌ام

 


 
 
میلاد با سعادت و مبارک سکان عالم هستی حضرت فاطمه(ع) مبارک باد
نویسنده : hgoli - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳٩٤
 

اى فرشتگان من و اى ساکنان آسمانهایم براستى که من نیافریدم

آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه

فلک چرخان و نه دریاى روان و نه کشتى در جریان را مگر بخاطر دوستى این

پنج تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند

در زیر کساء؟ خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و کان رسالتند:

 

آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش 

 

 

یا فاطر، بحق فاطمه(ع)، همه مادران را حفظ کن .

و آنانی که مادر ندارند مورد شفاعت

این خانم، سید دو عالم قرار بده .


آمین

 

 

 


 
 
آیةالکرسی
نویسنده : hgoli - ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩٤
 

آیةالکرسی، طبق اکثریت روایات و احادیث و منابع، آیه ۲۵۵ از سوره بقره قرآن است. هرچند در بعضی روایات آمده است که علاوه بر آیه ۲۵۵، بهتر است آیات ۲۵۶ و ۲۵۷ سوره بقره هم خوانده شود. همچنین طبق نظر بیشتر مراجع شیعه، در نماز وحشت بهتر است هر سه آیه (۲۵۵ تا ۲۵۷) تلاوت شود.

 

 


اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ [٢:٢۵۵] لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [٢:٢۵۶] اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ [٢:٢۵٧]


خدای یکتاست که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است، هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود، اوست مالک آنچه در آسمانها و زمین است، که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او؟ علم او محیط است به آنچه پیش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هیچ مرتبه از علم او احاطه نتوانند کرد مگر به آنچه او خواهد، قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر، و نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بی‌زحمت است، و او والا مرتبه و با عظمت است. کار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بی‌گمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست. خدا یار اهل ایمان است که آنان را از تاریکیهای جهل بیرون آرد و به عالم نور برد، و آنان که راه کفر گزیدند یار ایشان شیاطین و دیوهایند که آنها را از عالم نور به تاریکیهای گمراهی در افکنند، این گروه اهل دوزخند و در آن همیشه خواهند بود.


 
 
یا منجی موعود بیا جهان در انتظار توست، عزیز مادرت حضرت فاطمه(ع)
نویسنده : hgoli - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ٢٦ اسفند ۱۳٩۳
 

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت


شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت



در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست


اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

 

استاد شهریار


 
 
نوروزتان پیروز
نویسنده : hgoli - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳٩۳
 


 
 
برنامه معرفت ۲۲ اسفند ۱۳۹۳- استاد دینانی
نویسنده : hgoli - ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳٩۳
 

نوروز یعنی روز نو؛ آیا فقط نوروز، روزِ نو است یا هر روز نو است؟ چون نیک بنگری، هر روز نو است. در تاریخ بشر از ازل تا ابد آیا روزی هست که همه چیز آن مثل روز دیگری باشد؟ تکرار در آفرینش نیست. در لحظه های زمان، تکرار نیست. زمان، لحظه به لحظه می گذرد و هر لحظه نو است. و چه جمله خوبی است دعای نوروز که «یا مقلّب القلوب و الابصار و….» شب و روز دائما در حال تغییر است. حال آدمی نیز متحول است. حول (به معنی سال) هم در تغییر است و اصلا تحول یعنی از حالی به حالی شدن. حالا کلمه قلب در (یا مقلّب القلوب) یعنی چی؟ کلمه قلب، عربی است و ترجمه آن به فارسی همان «دل» است. قلب از نظر لغت به معنی دگرگونی است. قلب انسان چه از نظر ظاهری(قلب صنوبری و پزشکی) چه از نظر معنوی (مرکز معارف و ادراک) دائما در حال دگرگونی است. ایستادن قلب ظاهری یعنی مرگ. قلب معنوی انسان که محل معارف، ادراکات، محبت و عشق، کفر و ایمان و.. است. ایستادن قلب معنوی هم موت معنوی انسان را در پی دارد. عده ای قلب را مقابل عقل قرار می دهند. این تقابل ساختگی است و در واقع، قلب به عقل زیور می دهد و عقل هم به قلب، نظام می دهد. پس عقل و قلب با هم اند نه در مقابل هم. قلب، دریچه انسان است به بیرون. یعنی ارتباط انسان به بیرون از خودش از مجرای پنج حس است که مجاری قلب آدمی اند. -


 
 
مراقب اوضاع یمن باشید. آیت الله بهجت (ره)
نویسنده : hgoli - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳٩۳
 

حقایقی شگفت‌انگیز از مسلمان شدن ایرانیان

یَمَن به دست پیامبر

 

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ عصر حکومتِ انوشیروان بود. حبشیان به سرزمین یَمَن تاخته؛ موطن یمانیان را به ویرانه‌ای مبدل ساخته بودند. شاه یمن (سیف بن ذی‌یَزن) ناگزیر از خسرو انوشیروان، پادشاه ایران یاری خواست. انوشیروان نیز گروهی از ایرانیان مجرمِ زندانی را برای جنگیدن با حبشیان فرستاد، ایرانیان به سرزمین یمن وارد شدند و پس از قتل‌عام سیاه‌پوستان، آن نواحی را تصرف نمودند. از آن زمان حکومت یمن -در جنوب جزیرة العرب- دست‌نشانده‌ی ساسانیان گردید و حاکمان و والیان آن، کسانی از مردم ایران بودند. ایام گذشت. در عصر حکومت خسرو پرویز، سرداری ایرانی به نام باذان پسر ساسان، از جانب شاه ایران، حاکم یمن شد. 

هنگامی که اسلام آشکار شد، نبی اکرم دعوت خود را آغاز فرمود. محمد (صلی الله علیه و آله) در سال ششم هجری، طی نامه‌ای خسرو پرویز را به اسلام دعوت کرد، اما خسروپرویز نامه‌ی حضرت‏ را درید و برای باذان (حاکم ایرانی یَمَن) نوشت که محمد را نزد وی بفرستد. باذان نیز دو نفر ایرانی به نام خسرو و بابوَیه را به مدینه فرستاد. هنگامی که خبر "احضار پیامبر به ایران" به مشرکین قریش رسید، خشنود گشته؛ گمان کردند که محمد دیگر به پایان راهش رسیده است! نمایندگان باذان با حکمی که در دست داشتند، حضور پیغمبر رسیده؛ منظور خود را در میان گذاشتند. حضرت نیز اندک زمانی مهلت خواست. روز بعد که نمایندگان ایرانی خدمت پیامبر آمدند، حضرت، -با خبری که از عالم غیب بدیشان رسید- فرمودند که شیرویه دیشب شکم پدرش خسرو پرویز را درید و او را هلاک ساخت. اینک شما به یمن بازگردید و به‏ باذان بگویید اسلام اختیار کند. اگر مسلمان شود حکومت یمن همچنان با او خواهد بود. آن دو نفر به‏ یمن بازگشتند و جریان را به باذان گفتند. باذان گفت: ما چندی درنگ می‏‌کنیم، اگر غیبگویی محمد درست بود، معلوم است که وی پیغمبر است. چند مدتی از این ماجرا گذشت که پیکی از تیسفون -پایتخت ساسانیان- رسید و نامه‌ای از طرف شیرویه برای باذان آورد، باذان از قضیه‌ی کشته شدن خسروپرویز به طور رسمی مطلع و از صحت غیبگویی پیامبر شگفت‌زده گردید. شیرویه در نامه‌ی خود به باذان دستور داد که محمد را آزاد بگذارد و به هیچ‌وجه او را نرنجاند. در این‏ هنگام، باذان به همراهی جمعی از ایرانیان یَمَن که آنها را «ابناء» و «احرار» می‏‌گفتند مسلمان شد و اینان جزء نخستین ایرانیانی بودند، که وارد شریعت مقدس اسلام گردیدند. حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) باذان را همچنان بر حکومت یمن ابقا کردند و وی از این‏ تاریخ از طرف نبی اکرم بر یمن حکومت می‏‌کرد و به ترویج و تبلیغ اسلام‏ پرداخت و مخالفین و معاندین را سر جای خود نشانید. منابع متعدد و معتبر تاریخی این حکایت را با قاطعیت بیان کرده‌‌اند
بلعمی وزیر دربار سامانیان می‌نویسد که باذان پسر ساسان پس از اینکه مسلمان شد، همه‌ی اهل یَمَن را نیز به اسلام فراخواند و اکثر اهل یَمَن به واسطه‌ی این مرد ایرانی، مسلمان شدند. پیامبر از شنیدن این خبر شاد گشته و برای باذان دعای خیر نمود.بس جالب و شگفت‌انگیز است که بابویه پس از بازگشت از مدینه، به باذان گفت: هرگز با کسى پرمهابت‌تر و با عظمت‌تر از محمد سخن نکرده بودم! باذان گفت: نگهبان داشت؟ بابویه پاسخ داد: نه...روشن است که ایرانیانِ روشن‌ضمیر، به نیکی عظمت و معنویت الهی پیامبر را درک کرده بودند و در مقابل بزرگی ایشان سر تسلیم فرود آوردند. این بود حکایت اسلام اختیاریِ ایرانیان یمن.

 

تاریخ طبری،

و تاریخ بلعمی،




 
 
روبرت سلمان رایکو، تازه مسلمان ایتالیایی
نویسنده : hgoli - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳٩۳
 

نکته:

چیزی که برای من عجیب بوده این است بچه های ایرانی نسبت به اسلام ایرانی و فرهنگ معنوی زیاد آشنا نیستند؛ درحالی‌که آن‌ها روی گنج نشسته‌اند گنج با ارزش و پنهانی که ظاهراً برای جوانان ایرانی مغفول و ناشناخته است. نگاهشان به غرب است و فکر می‌کنند آنجا خبری است که از آن محروم و غافل مانده‌اند.

- رسانه‌ها مدام تبلیغ آزادی در غرب رامی کنند و این افراد هم تحت تأثیر قرار می‌گیرند؛ درحالی‌که هیچ جای دنیا آزادی مطلق نیست. مقایسه آزادی اسلام و غرب را باید برایشان بگوییم. آنجا هم ممنوعیت و قوانینی حاکم است که باید در چارچوب آن باشند و به آن احترام بگذارند.

- خاطره ای از اسلام آوردن دارید؟

چند هفته قبل از مسلمان شدن هر جا می‌رفتم احساس می‌کردم امام زمان با من است، همراه من است. حضور ایشان را حس می‌کردم و خوشحال بودم، حس خوبی بود اما بعد از آن که مسلمان شدم، فهمیدم این ارتباط معنوی بین امام زمان و مسلمانان است پس آن حس برای من خیلی زیبا و دلنشین بود. از آن چیزهایی که باید ماندگار شود، همواره به امام زمان متوسل می‌شوم زیرا حجت حی و حاضر خدا بر روی زمان است و طبق احادیث و روایات ائمه باید با ایشان ارتباط داشت و توسل کرد.

 

 

او خواهد آمد


 
 
صلوات بر حضرت فاطمه(علیهاالسلام)
نویسنده : hgoli - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
 


 
 
استاد دینانی
نویسنده : hgoli - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
 

خدا، انسان را هم سخن خود آفرید


(دکتر ابراهیمی دینانی)


 
 
 
نویسنده : hgoli - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩۳
 

وصیت سلیمان (ع) :

از جمله وصیتها و سفارشات حضرت سلیمان بن داوود خطاب به بنی اسرائیل فرمود :

در درون خود جز پاکیزه وارد مسازید و از دهان خود جز پسندیده بیرون نیاورید ،

یعنی غذای حلال بخورید و سخن درست بگویید.  

 

 

کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 78


 
 
ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
نویسنده : hgoli - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩۳
 
 

ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان

نک ساربان برخاسته قطارها آراسته

از ما حلالی خواسته چه خفته‌اید ای کاروان

این بانگ‌ها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس

هر لحظه‌ای نفس و نفس سر می کشد در لامکان

زین شمع‌های سرنگون زین پرده‌های نیلگون

خلقی عجب آید برون تا غیب‌ها گردد عیان

زین چرخ دولابی تو را آمد گران خوابی تو را

فریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران

ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو

ای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبان

هر سوی شمع و مشعله هر سوی بانگ و مشغله

کامشب جهان حامله زاید جهان جاودان

تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی

آن کو کشیدت این چنین آن سو کشاند کش کشان

اندر کشاکش‌های او نوش است ناخوش‌های او

آب است آتش‌های او بر وی مکن رو را گران

در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او

از حیله بسیار او این ذره‌ها لرزان دلان

ای ریش خند رخنه جه یعنی منم سالار ده

تا کی جهی گردن بنه ور نی کشندت چون کمان

تخم دغل می کاشتی افسوس‌ها می داشتی

حق را عدم پنداشتی اکنون ببین ای قلتبان

ای خر به کاه اولیتری دیگی سیاه اولیتری

در قعر چاه اولیتری ای ننگ خانه و خاندان

در من کسی دیگر بود کاین خشم‌ها از وی جهد

گر آب سوزانی کند ز آتش بود این را بدان

در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من

با کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان

پس خشم من زان سر بود وز عالم دیگر بود

این سو جهان آن سو جهان بنشسته من بر آستان

بر آستان آن کس بود کو ناطق اخرس بود

این رمز گفتی بس بود دیگر مگو درکش زبان

 

غزل شمارهٔ ۱۷۹۰دیوان شمس


 
 
هر کس به رضای من عمل کند سه خصلت را ملازم وی قرار می دهم
نویسنده : hgoli - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩۳
 

در حدیث معراج می فرماید:

 هر کس به رضای من عمل کند

سه خصلت را ملازم وی قرار می دهم:

به وی توفیق و معرفت شکری عطا می نمایم

که با جهل آمیخته نباشد، 

وذکرویاد خود رابه وی می شناسانم

به گونه ای که هرگز به نسیان مبتلا نگردد،

ومحبت خودرا روزی وی می گردانم به طوری

که محبت هیچ کس را بر محبت من ترجیح ندهد.

وچون به من محبت ورزد ، من نیز به وی محبت می ورزم

وچشم قلبش را به جلال  خود می گشایم  و بندگان خاص

خود را بر وی مخفی نمی نمایم و با او در تاریکی شب

و روشنایی روز نجوا نموده وپنهانی سخن می گویم

تا آنکه گفتارش با بندگان

 من بریده شده و مجالست و رفت و آمدش با ایشان قطع گردد ،

وکلام خود و ملائکه ام را به او می شنوایانم و آن سری راکه

از خلق خود پنهان داشته ام به او می شناسانم و لباسی

از حیاء بر قامتش می پوشانم تا همه ی خلق از او حیاء 

ورزند و بر  زمین در حالی راه رود که آمرزیده باشد و قلب

او را وسیع و فراگیر و بینا  قرارا می ده وهیچ امری از

بهشت و جهنم را بر او پنهان نمی نمایم.

 

علامه حسن زاده عاملی


 
 
خدایا ، زندگی در آخر الزمان چه سخت است...................منجی ما رابفرست
نویسنده : hgoli - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳٩۳
 

ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا

خنک آن را که به شب یار و رفیقست خدا

همه خفتند و فتادند به یک‌سو چو جماد

تو نخسپی هله ای شاه جهان مونس ما

هین مخسپید که شب شاه جهان بزم نهاد

می‌کشد تا به سحرگاه شما را که صلا

 

مولانا

 

خدایا ، زندگی در آخر الزمان چه سخت است!...........

 

منجی موعود را  بفرست .

 

ما به ظاهر خوش هستیم . در درون خرا بیم ،


روح مان خیلی وقته مرده است ! ما خبر ندارییم.


امام زمان (عج) بخاطر عمه ات

حضرت زینب (ع) ظهور کن.



 
 
دیوان شمس
نویسنده : hgoli - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ٤ اسفند ۱۳٩۳
 
در دل و جان خانه کردی عاقبت   هر دو را دیوانه کردی عاقبت
آمدی کآتش در این عالم زنی   وانگشتی تا نکردی عاقبت
ای ز عشقت عالمی ویران شده   قصد این ویرانه کردی عاقبت
من تو را مشغول می‌کردم دلا   یاد آن افسانه کردی عاقبت
عشق را بی‌خویش بردی در حرم   عقل را بیگانه کردی عاقبت
یا رسول الله ستون صبر را   استن حنانه کردی عاقبت
شمع عالم بود لطف چاره گر   شمع را پروانه کردی عاقبت
یک سرم این سوست یک سر سوی تو   دوسرم چون شانه کردی عاقبت
دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک   دانه را دردانه کردی عاقبت
دانه را باغی و بستان ساختی   خاک را کاشانه کردی عاقبت
ای دل مجنون و از مجنون بتر   مردی و مردانه کردی عاقبت
کاسه سر از تو پر از تو تهی   کاسه را پیمانه کردی عاقبت
جان جانداران سرکش را به علم   عاشق جانانه کردی عاقبت
شمس تبریزی که مر هر ذره را   روشن و فرزانه کردی عاقبت

 


 
 
مصطفی (ع) فرمود دنیا ساعتیست
نویسنده : hgoli - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩۳
 

جمله چون بادی ز عالم می‌رویم

رفت او و ما همه هم می‌رویم

 

شیخ عطار


 
 
خدایا، خدایا، همه کسم توه ایی، دیگران را وفا ئی نیست، وفا توئی.
نویسنده : hgoli - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩۳
 

نقل است که دایم اندوهگن بودی.

چون شب درآمدی گفتی:

الهی اندوه توام

بر همه اندوهها غلبه کرد، و خواب از من برد.

 

 

 

گفت: از این جهان باید که بسنده کنی بسلامت دین،

چنانکه اهل جهان بسنده کردند بسلامت دنیا.

 

داود طائی


 
 
طهارت عالم
نویسنده : hgoli - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳٩۳
 

عالم بر اساس طهارت و پاکی خلق شده است

و لذا انسان باید بر اساس اصل عالم که همانا طهارت و پاکی است

زندگی کند تا با جهان آفرینش که پاک و طاهر است هماهنگ باشد.


لذا در روایت از حضرت رسول نقل شده است که

:(دم علی الطّهاره یوسع رزقک)(1)،

یعنی بر پاکی و طهارت، مداومت و استمرار داشته باش تا روزی ات

توسط رزاق و فیاض علی الاطلاق، افزایش یابد. پس سبب مزید

و افزایش روزی طهارت است.

 

علامه حسن زاده آملی

 


 
 
← صفحه بعد